
حرفت که می شود با خنده می گویم :
یادش بخیر فراموشش کردم...
اما نمیدانند هنوز هم وقتی کسی اشتباه تماس میگیرد...
سست میشوم که نکند تو باشی ...
بد ترین کار همین است ...
همین که آرام و بی سرو صدا و قدم به قدم ...
در حریم دلش قدم بگذاری ....
و خلوت " دخترانه اش " را به هم بزنی ...
این خلوت و سکوت خیلی ارزش دارد برایش ...
خودش به اندازه کافی خیال و آرزو دارد ....
نباید بروی و این فکر و خیالهایش را تصاحب کنی ...
او با تو میسازد تمام لحظه لحظه های زندگیش را ...
وقتی دلش را باخت , دیگر هر نفسش را با یاد تو میکشد ...
او از تمام دنیا فقط تو را میخواد ....
پسرک تو این را نمیفهمی ....
و تو باز هم مثل پرنده های مهاجر سودای رفتن داری ...
یک روز در عین ناباوری میگویی خدا نگهدار ...
و او میماند با دنیایش , که با رفتنت حالا دیگر ویرانه ای بیش نیس ...
او میماند با بغض های دائمی اش ...
او میماند و یک جفت چشم گریان و بالشی که " هر شب " از بارش
اشکش تا صبح خیس میشود ...
او میماند و دلی رمیده که دیگر سودای محبت هیچ کس را باور نمیکند ...
او میماند و خاطرات شیرینی که بعد از رفتنت شده اند زخم های دلش ....
میبینی ...
او دختر است ...
طاقت فراموشی , بی مهری و تنهایی را ندارد ...
خودت را مدیون محبت بیدریقش نکن ...
پسرک محبتت را کنج دلت و برای صاحب اصیلش نگه دار ...
این که رو به روی توست بازیچه نیست ...
فرشته ی کوچکیست که در قالب انسانی در آمده ....
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽツ
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﻔﻬﻮﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ: ﻋﺸﻘﻢ ... ﻋﺰﯾﺰﻡ ... ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ... ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺣﺘﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻫﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭼﯿﺰ ﻣﻬﻢ ﻫﯿﮑﻠﺖ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻟﺒﺎﺳﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ... ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﻔﻬﻮﻡ" ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ " ﺭﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ ... ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ ﻧﺜﺎﺭ ﻫﺮ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﮐﺮﺩﯼ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﯿﺴﺖ ... ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺗﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﻮﯾﺖ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻧﺪ ... ﺗﻮ ﻧﺘﺮﺱ ﻭ "ﺯﻥ "ﺑﻤﺎﻥ ... ﻧﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ...ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺑﺘﺮﺳﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ " ﺯﻥ" ﻣﺮﺩﻧﻤﺎ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭﺍﻧﮕﺮﺩﺍﻥ ... ﭘﺲ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ... ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻼ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ ... ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺷﻮﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﻟﺬﺕ ....
من خـدایی دارم
.
که در این نزدیکی است نه در آن بالاها !
.
مهربان ، خوب ، قشنگ ، چهره اش نورانی ست
.
گاه گاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من !
.
ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد !
.
او مرا می خواند، او مرا می خواهد، او همه درد مرا می داند .
یاد او ذکر من است ، در غم و در شادی چون به غم می نگرم
.
آن زمان رقص کنان می خندم که خدا یار من است
.
که خدا در همه جا یاد من است
.
او خدایست که همواره مرا می خواهد ، او مرا می خواند
.
او همه درد مرا می داند .
من یک دخترم….!!!
هی پسر….!!!
من یک دخترم….!!!
یک انسانم….
همانند تو….!!!
اما….
عقاید پدربزرگانمان، نگاه هیز مردمانمان…..
مرا متفاوت از تو میخواند…..!!!
تفاوتی که هیچوقت لمسشان نکردم……
اصلا کدام تفاوت….؟؟؟
من ابرو برمیدارم…. توام برمیداری….!!!
آرایش میکنم….توام اینکا رو میکنی….!!!
گوشواره میندازم….توام میندازی….!!!!
لوس حرف میزنم…توام میزنی….!!!
من و تو تنها یک تفاوت داریم…!!!
دوستی من با یک پسر، دوست داشتنش، هم اغوشیش، بوسیدنش….
یعنی…. فاحشگی….!!!
اما… برای تو… یعنی… آزادی…. جوونی کردن….!!!
من یک دخترم…!!
کارهایم زنانه است…!!!
افکارم زنانه است…!!!
دوست داشتنم زنانه است…!!
تکیه کردنم به یک مرد زنانه است….!!
من با تمام تفاوت ها پای جنسیتم، زنانگی ام ایستاده ام…..!!
اما تو چی…؟؟؟
مردانگی ات را به چه میفروشی….؟؟
من یک دخترم….!!!
من ب جنسیتم افتخار میکنم…..!!
عـاشـــق ایـــن دنیـــای صــورتیـــم ..
عـاشـــق دغــدغـه های دخترانه ام ..
سـت کــردن تــاپ و دامنـــام ..
گشـــتن تو صــد تا مـــغازه و خـــرید کـــردن از همـــون اولـــی ..
جــــیغ های بنـــفش از تـــه دلـــ تو تـــرن شـــهربازی ..
چیـــدن لاک های رنــگو وارنـــگم .. بـــهم ریختـــنشون .. چـــیدنشـــون .. و بـــاز دوبـــاره ..
دورهـــمی هـــام با دخـــترای فـــامیل پچ پچ های در گوشـــیمونو یـــهو بلـــند بلـــند خندیدنــامون ..
حـــرفای دخـــترونه و فحشـــای پاستوریزه نثـــآر مخـــاطب خــآص کـــردن ..
کلکســـیون ســـاختن از رژ لبـــای رنـــگارنگم ..
ســـر گـــذاشتن رو شـــونه ی دوســـتمو های های گـــریه کـــردن ..
لـــوس شـــدنام واســـه بابایـــی ..
قهـــر کــــردنام با مامان خانـــــوم ...
گـــریه هـــای از تـــه دلــــم مــــوقع آهنگ گـــوش کـــردن یا رمـــان خوندن ..
دفـــاع هـــای با چنـــگ و دنـــدونم از معـــصومیت و تنهاییـــام ..
مـــن دخــــترونگی هــامو با هیـــچی عـــوض نمیکــــنم ..
نـــه با تمـــاشای فـــوتبال از تـــو ورزشــــگاه ..
نـــه بـــا آزاد بـــودنو گـــشت زدنـــای نصف شبـــآ ..
نـــه بـــا بــی دغدغه سیگـــار کشـــیدن تـــو پیــــاده رو های شــــهرم وقتــــی آســــمونش ابـــریه ..
نـــه بـــا ...
هـــیچیه هــــیچی ..
"""""دنیــــای دخــــترونمو فــــقـط یـــه دخــــتر مــــیتونه لـــمسش کـــنه""""""
حروم♥ چیست؟؟؟؟معنی حروم رو کی فهمیده؟؟؟؟
حروم اون پدر معتادیه که واسه خرج خودش دخترشو میده دست
هرکس....
حروم 3 هزار میلیاردیه که نمیفهمم چه جوری از گلوشون میره
پایین...
حروم پدر معتادیه که دختر 3 سالشو واسه یک میلیون
میفروشه.....
حروم یعنی وزن سیری مونو با ترازوی یه گرسنه بکشیم ...
حروم اون صاحب خانه ایه که اگه اجاره اش یه روز دیر بشه اساس
ما میره تو خیابون...
حروم یعنی دل شکستن یه دل شکسته...
حروم دست مزد اون فوتبالیسته که یه ساعتش قدرتمام دارایی
های یه خانوادست...
حروم اونایی هستن که باعث شرمندگی پدر میشند....
حروم آیینه بقل ماشینیه که اگه بشکنه پولش قدر دیه منه....
حروم اون آمپولیه که هرکدومش 2میلیون پولشه.
حروم اون حاجیه که رفته مکه واسه خودنمایی کلی پرده میزنه ...
حروم اون مسئوله که باید همچین بلایی سر بچه اش بیاد تا به فکر
اصلاح باشه...
به خدا حرومه حروم ....